mehrdade azizam alan ke dar hale newshtane in mataleb hastam delam mikhast bal migoshudam va pishe to miboadam delam khyli barat tange faght bedun ke hamishe va har lahze tu yado ghalbo khatere mani duset daram ruhet shad bashe golam kash budi va manni va benio mididi kash budi ta unha mazeye daie dashtane khubo mifahmidan kash budi va manni ,beni mididan che daie goli daran dadasham cheghadr arezuha bato dashtam sedat yelahze az gusham birun nemire
Bita

اینروزها
حکایت باران تمام می شودمثل بغض صدای تو
dadashe azizam hamishe yado khateret be ma omid mide. ruhet shad
duset darim

آسمان را که مینگرم عطر خیالت مجالم نمیدهد
دوباره از نو بازمیگردم به سر سطر
آنجا که نام زیبای تو نگاشته شده است
آنجا که نام من آغاز میشود
آن لحظه که عشق می روید و من در هوایش
نفس میکشم
فانوس ستاره ها را خاموش میکنم و چهره ی مهتاب را در پشت ابرها
پنهان میکنم
تا دستانم در دست های گرم تو جای دارد چشم هایم را بر روی
هر آنچه دیدنیست میبندم
تصنیف عشق را برایت زمزمه میکنم

عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه
بوتهء یاس بابا جون هنوز
گوشهء باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفتا خونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشهء طاقچه توی ایونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
خودش کجاهاست خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
پرسید زیر لب یکی با حسرت
از ماها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا ميدونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
میرن آدما از اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
از ما ها بعدها چه یادگاری میخواد بمونه
خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه
مهرداد عزیزم روحت شاد
دوستت داریم